فراق یار



از عشق مرا عاشق و تٲ میل نمودی
با بودن خود زینت و تجمیل نمودی
از خانه برون آمدم و یار تو گشتم
ای یار چرا این همه تعجیل نمودی 




گفتم که چرا رفتی و تدبیر تو این بود
گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین  بود
گفتم که نه وقت سفرت بود چنین زود
گفتا که نکو مصلحت دوست دراین بود


منبع این نوشته : منبع